تبليغاتX
حاج ایکس
حیوانات بازیگوش

هر کی ای عکس ها را نبینه ضرر کرده ... گفته باشم !!!


ادامه مطلب
نقاشی با مداد

این نقاشی ها فقط با مداد کشیده شده ! زیباست ...درسته ؟!


ادامه مطلب
سلام
سلام به تمام دوستان

من هم به جمع نویسندگان این وب پیوستم پس خوش آمدم

امیدوارم با طرح موضوعات جدید از طرف شما و نویسندگان وب و بحث برسی در مورد مطالب هم به سوالاتمون با مشورت و صحبت با دوستان هم سن سال پاسخی بدیم و هم در بالا بردن سطح آموختهامون از طریق تجارب دیگران کمکی به هم کنیم

و اما یک سوال : دوست کیه؟

شما بگید !

تلافی

هر کی نظر نده اینو شب میفرستم به خوابش


ادامه مطلب
کودکان
این هم عکس های جالبی از کودکان .... اگه نظر ندین  عکس هایی می زارم که تا چند وقت حالتون گرفته باشه !!

 


ادامه مطلب
فیله تروی !
آیا درباره ی اسب تروی شنیدید ؟! خوب حالا این فیلشونه  !!!! 


ادامه مطلب
آیا اگر تو وفادار و عاشق کسی باشی اونم وفادار توسـت؟
سلام به خواننده های دانا و متفکر

امروز می خوام جریان کسی رو بگم که عاشق بود ولی معشوقش اون رو ......

کسی که من می شناختم آدمی بود که همه اون رو با لبخند می دیدند آدمی فعال و شوخ طبع بود و دلی پر از مهر و محبت داشت و به زبان خودمانی خوش تیپ بود و خوش زبان .

جریان از این جا شروع میشه که وقتی از دانشگاه مدرک مهندسیش رو میگیره با پدر مادرش به شمال میره و این آقای مهندس ما راننده ، ناگهان ماشینی می پیچه جلوی ماشین مهندس ما و ......

پدر و مادر مهندس سالم سالم ولی مهندس ما نخاعش آسیب می بینه و راهی بیمارستان میشه بعد از عمل معلوم میشه که باید تا آخر عمر از روی صندلی چرخ دار باید جهان رو با این همه بزرگی ببینه بعد از چند سال که که مهندس به وضعیت خودش عادت کرده یک نفر خانم دانشجو میاد پیش مهندس و برای پایان نامش از مهندسمون کمک میگیره مهندس اونو کمک میکنه خانم دانشجو کارش راه میفته بعد خانم دانشجو میاد پیش مهندس ما کار می کنه و بعد از چند سال دوستی آقای مهندس تا جایی که تونسته به خانم دانشجو کمک کرده کار براش درست کرده پایان نامش رو درست کرده حالا طرح ازدواج رو آقای مهندس بعد از ۲ سال به خانم دانشجو میگه (قبلا خانم دانشجو قبول کرده بود که با مهندس ما ازدواج کنه) خانم دانشجو میزنه زیر قولشو مهندس ما رو تنها میذاره .

مهندس تصمیم به خودکشی می گیره با چاقو ولی خواهرش دکتر بود با تزریق یک داروی بیهوشی قوی مهندس رو نجات میده مهندس ما لبخند از روی لباش برداشته میشه و دیگه نمی خنده و از جنس مخالف دل زده میشه و تا عمر داره دور و بر ازدواج نمی چرخه.

نتیجه ی ماجرا :

نمی گم به کسی اعتماد نکنید چون که تا خودمون رو درست نکنیم دیگران درست نمی شن من میگم بیاییم از هر جنس که هستیم (مرد یا زن) از دیگران سو ء استفاده نکنیم وجدان رو زیر پا نذاریم و روی حرف خود بایستیم و زیر قول خود نزنیم (برای خودمم میگم این و گفتم که فکر نکنید رفتم بالا منبر)

منتظر نظراتتون هستم 

عاشق شدن آسان است ولی عاشق ماندن سخت است

تصاویر مختلف بوش

سلام امروز براتون تصاویر جالبی از بوش  گذاشتم ، جون من نظر بدین تا روی رضا کم بشه !


ادامه مطلب
سرگرمی

این عکس چون خیلی شبیه رضا بود گذاشتم اول ....


ادامه مطلب