سلام به دوستان عزیزم نمی دونم فرهاد چه عکس هایی از خودکشی گذاشته منم ندیدم قراره خودش درستش کنه
ولی این عنوان خود کشی منو یاد مطالبی انداخت که اگر بگم بد نیست
همه ی آدم ها یک روزی به بن بستی می خورند که از نزدیک سنگین ولی از نگاه دور خیلی ساده در این بن بست ها اگر آدم دور نگر بود خیر و برکته ولی اگر نبود دو راه داره یا خودکشی می کنه یا از غصه دق میکنه اگر از غصه دق کرد خیروبرکته ولی اگر خود کشی کرد دو راه داره یا نجاتش می دن یا می میره اگر نجاتش دادند خیر و برکته ولی اگر مرد ...................
انشالا خدا ببخشش و گر نه در عقل نمی گنجه که چه بلا ها سرش میارند
من هم در چند سال پیش به یک بن بستی خوردم که فکر کردم آخر خطه همیشه با خودم می گفتم (به آخر خط رسیدم نه می تونم برم خط بعد نه می تونم خط رو پاک کنم پس بهتره نقطه بزارم سر خط)
کل زندگیم شده بود نا امیدی تا تصمیم به خودکشی گرفتم خودکشی دردناک که تا حالا هیچکس تجربه نکرده باشه گفتم شروع می کنم به راه رفتن بدون خوردن آب و غذا و وقفه همینطور رفتم جلو جلو جلو ...... جلو تر
و همیشه در فکر بودم که خدایا شکر دارم خلاص می شم خستگی رو حس نمی کردم هدفم شده بود مرگ همین طور که فکر می کردم ذهنم از حالت سطحی نگری خارج شد با خودم گفتم جهنم رو داری می ذاری پیش پات باز گفتم جهنم از این زندگی جهنمی بهتره و همین طور که می رفتم از زوایای دور تر به مطلب نگاه می کردم تا این که بعد از توجیهات ذهنی خودم که کم کم به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شدم با خودم تمام مشکلاتم را مرور کردم و هر مشکل را با مشکلات ۱۰ برابر سخت تر از خودم مقایسه می کردم کم کم به این نتیجه رسیدم که چرا اصلا اینقدر نا امید شدم و بعد ..... برگشتم خسته ولی خوشحال چون من را از مرگ بر خلاف خیلی ها ذهنم با دور نگریش نجات داد
خوشحال می شم نظرات ارزندتون رو بخونم